امام حسین علیه السلام

arbab.

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی کعبۀ عشق حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

شعر از استاد سیدحمیدرضابرقعی

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/9010.aspx

یا حبیب الباکین

  کربلا را دل تنگم…

 هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت “احلی من العسل” دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد.

یاعلی مدد

 

غیرت الله

arbab

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت غیرت الله قمرمنیربنی هاشمیان حضرت باب الحوائج اباالفضل العباس علیه السلام

شعر از استادعلی اکبر لطیفیان

http://chadorkhaki1.blogfa.com/cat-13.aspx

اگر عاشق نشدم خشك و ترم را بشكن
پس گرفتم جگرم را كمرم را بشكن


اگر از چشمه يِ اين خانه نخوردم آبي

بعد از آن سبز شدم برگ و برم را بشكن

اگر از كوچه يِ معشوق عبورم دادند
من اگركه نشِكستم تو سرم را بشكن

چند وقتيست كه در پيش ِ تو سرسنگينم
با دوتا قطره غرور ِ جگرم را بشكن

آنقدر گريه نكردم دلِ من قفل شده
يك شب جمعه بيا قفل ِ حرم را بشكن

دستِ من آبرويم را به در ِ خلق ِ تو بُرد
به تلافيش تو دست دگرم را بشكن

تو كه تا پشتِ در ِ قلعه يِ من آمده اي
لطف كن دست بينداز درم را بشكن

نامه دادم به تو ديروز جوابش نرسيد
آه كمتر دلِ اين نامه برم را بشكن

من نشان ميدَهَمَت بيشتر از آينه ات
تو فقط سنگ بزن بيشترم را بشكن

پاي بيرون بنه پيشاني ِ من سجده كُنَد
بعد از آن مُهر ِ نماز سحرم را بشكن

اگر از بام تو پرواز كنم ميميرم
پس بيا زود بزن بال و پرم را بشكن

ماه هم بعدِ اباالفضل ندارد لطفي
پس شبِ چهاردهم هم قمرم را بشكن


اين چه ماهي است كه در هر گذري سوخت و ساخت
رويِ ني بند نشد گردنِ اسبش انداخت…

 

 

سیدالساجدین

arbab..

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت امام زین العابدین سیدالساجدین علی بن الحسین علیه السلام

شعر از استاد علی اکبر لطیفیان

http://chadorkhaki1.blogfa.com/post-382.aspx

آبرو دار پنجم شعبان

دارد از راه  میرسد رمضان

———

آمدي و حسين خندان شد

همه جا جز بقيع چراغان شد

آمدي و به بركت نامت

نام جدت علي فراوان شد

مادرت شد عروس زهرا و

افتخارش نصيب ايران شد

آشنا با صحيفه اش كردي

هركه بر سفره ي تو مهمان شد

 

رمضان ماهِ سِرِّ شعبان است

رمضان شرح ماه شعبان شد

باب الحوائج

 

arbab.1

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت باب الحوائج امام موسی بن جعفر علیه السلام

 

در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم

ما شیعیان مکتب موسی بـــــن جعفریم

فیضش به گوشه گوشه ایران رسیده است

یعنی گدای هرشب موسی بن جعفریـم

______

آن در گهی که پایه اش از عرش برتر است … دولت سرای حضرت موسی بن جعفر است

مدافعان

arbab.1

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت ام المصائب زینب کبری سلام الله علیها

اونقدر صحن و گنبدت زیباست

که تو بیداری شبیه رویاست

ما سپردیم اون حرم و خانوم

به دو چشمای  حضرت عباس

داره یقین این توسلات سودی

باز میشه درهای حریم تو بزودی

مدافعان حرمیم که با،بال نسیم

میایم کنار تو تا قربونت بشیم

مداحی حاج مهدی سلحشور در محرم امسال

http://www.aparat.com/v/YGWZE

اولیاء مخدره

arbab.

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت اولیاء مخدره حضرت زینب سلام الله علیها

در میان روضه ی ارباب مظلومان حسین

هر که شد نوکر بداند از دعای زینب است

ایوان نجف

arbab

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام

 

ابیات ناب استادسیدحمیدرضا برقعی در وصف حضرت مولا علیه السلام

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/post-28.aspx

هو المحبوب

چند بیتی برای مولایم

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

    می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد

سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد

نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی

یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.

همین اشعار با نوای حاج محمودکریمی

http://www.aviny.com/Voice/madiheh/emam_ali/karimi-14.mp3

 

امام نقی علیه السلام

 

arbab

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت اباالحسن امام هادی النقی علیه السلام

 

شعر از سیدحمیدرضا برقعی

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/post-48.aspx

 

یاحبیب الباکین

وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ

… و به خاطر شما باران فرو مى‏ريزد.

به شوق خالق جامعه کبیره حضرت هادی علیه السلام

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحهً غار حراست

خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاسهً ظرفیت من پر شده است

همهً عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد

شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم

رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران

دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست

کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود

یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم

مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد

ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

پسر حضرت دریا ! دل مارا دریاب

ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن

تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران