آیت الله بهجت(ره)

arbab.

تقدیم به روح ملکوتی حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه

برگرفته شده از سایت حضرت آیت الله بهجت www.bahjat.ir

شیوه بندگی

حضرت سیدالشهدا علیه‏‌السلام با اختیار خود آن همه مصائب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل

نمود؛ زیرا پیوسته و حتی در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه می‏‌شد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کنند و یا

لقاءالله‏ و معاهده و پیمانی را که با خدا بسته است، ولی ایشان با اختیار خود آن مقامات عالیه را انتخاب

کردند. خدا می‏‌داند که آنها چه می‏‌دیدند! حضرت قاسم علیه‏‌السلام راجع به مرگ می‏‌گوید: «اَحْلی مِنَ

الْعَسَلِ؛ شیرین‏‌تر از عسل است».[1] آیا این تعبیر شوخی است؟!

ما نمی‏‌توانیم درجات و مقامات آنها را تعقل و درک کنیم که چه خبر بوده و چه درک می‏‌کردند و چه

می‏‌دیدند، همین‌قدر نقل شده که امام حسین علیه‏السلام مقامات اخروی آنها را به آنان نشان داد.

اینکه نقل شده عابس در روز عاشورا در میدان جنگ در برابر دشمن لخت شد و زره را از تن درآورد،[2]

یک کار عادی و آسان نبود، خواست به دشمن بفهماند که ما از روی عقیده و مرام، راه شهادت را اختیار و

انتخاب کرده‏‌ایم، نه از روی ناچاری و اجبار و تهدید و اکراه و یا به‌جهت شرم و حیا، بلکه این مرام ماست، و

شجاعانه و عاشقانه و داوطلبانه می‏‌جنگیم و کشته می‏‌شویم و باکی از شهادت نداریم،

و طرف مقابل عمر سعد بی‌چاره و دربند و اسیر مُلک «ری» است.[3]

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام نیز با آن فداکاری‏‌هایش می‏‌خواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا

چیز دیگری است که تحمل هرگونه دشواری و ناگواری و سختی در راه رسیدن به آن، سهل و آسان و شیرین است.

در محضر بهجت، ج۳، ص۱۲۱

[1]. کلمات الامام الحسین علیه‏السلام ، ص۴۰۲؛ به نقل از قاسم‌بن‌حسن علیهماالسلام.

[2]. بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۹؛ «القی دِرعُهُ و مِغفَرَه؛ کلاه‌خود و زره خویش را به کنار انداخت».

[3]. ر.ک: بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۰۵؛ ج۴۵، ص۹؛ کشف‌الغمة، ج۲، ص۴۷؛ مثیرالأحزان، ص۵۰.

شهید قربان

arbab

تقدیم به روح بلند شهید عباس بابایی و خانواده محترمشان…

عقابی بدیدم که در اوج و بی باک بود
بزرگی او از زمین تا به افلاک بود
طلایی شده آسمان زیر بال پرش
هر آنکس که بیند بگردد به دور سرش
زمین تافلک محو پرواز زیبای او
شده اسمان غرق شوق و تماشای او
زچنگال تیزش نبوده گریزی به خس
هرآنگه اراده بکرد آسمان تحت امر است و بس
به پرواز عشق هرگز ندید آسمان
غروری به مستی از آن آسمانی کیان
همه فکر او بهر خوشنودی یار بود
رسیدن به اوج فلک پیش دلدار بود
به درگاه ایزد چنان خالص و بنده بود
که گردون ز اخلاص عشقش شرمنده بود
ندیدم به مردی و پاکی امیری چنان
که زیبنده از ماه در سینه آسمان

چنان پرچمی را بیفراشت عباس در آسمان

بماند به تاریخ نامی زایران وایرانیان

بابائی ابر مرد بی باک افلاک بود

که طوفان به گاه نبردش سراسیمه در خاک بود

شاعر: آقای منوچهر قادری

http://www.shahid-babaei.com