هشت شوال

baghi01

هشت شوال

 

یه بقیع یه مدینه…

شهید عباس دوران

shahidabassedoran-

شهید عباس دوران

به بهانه سالروز شهادتش تقدیم به خانواده محترم شهید بزرگوار

عباس دوران کیست؟

عباس دوران در سال 1329 در شهر شيراز ديده به جهان گشود.

وى پس از اخذ ديپلم در سال 1348 وارد دانشكده خلبانى نيروى

هوايى ارتش شد و پس از طى نمودن دوره مقدماتى در ايران براى

ادامه تحصيل و دوره تكميلى به آمريكا اعزام گرديد وى پس از اخذ

نشان و گواهينامه خلبانى به ايران بازگشت. هنگامى كه جنگ

تحميلى در تاريخ 1359.6.31 آغاز شد وى در پست افسر خلبان

شكارى و معاونت عملياتى انجام وظيفه میكرد. او در طول جنگ

بيش از يكصد و دو پرواز جنگى داشت. وى بارها مى‏گفت اگر هواپيما

بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مى‏ آيم

و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.

http://shahid-dowran.ir

لبیک یا امام

 

لبیــــــــــــــــکـــ یــــــــــــــــــــــا امــــــــــــــــــــــــام

لبیــــــــــــــــکـــ یــــــــــــــــــــــا امــــــــــــــــــــــــام

 

 

خودتان را برای ادامه‌ی مبارزه با استکبار آماده کنید

 

مگر مبارزه با استکبار تعطیل‌بردار است؟

این از مبانی انقلاب است

 

اگر مبارزه با استکبار نباشد ما تابع قرآن نیستیم

آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است

 

خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه با استکبار.

 

یاعلی علیه السلام

ya-ali

یا علی علیه السلام

 

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت مولی الموحدی امیرالمؤمنین ولی و مولا علی علیه السلام

چند بیتی از استاد عزیز سیدحمیدرضا برقعی

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/8904.aspx

هو المحبوب

چند بیتی برای مولایم

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

    می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد

سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد

نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی

یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.