شهید مدافع حرم هادی نومی

شهید  مدافع حرم هادی نومی

شهید مدافع حرم هادی نومی

شهید مدافع حرم هادی نومی
@holydefense

رزمنده دلاور تبریزی ، #هادی_نومی ، هشتمین شهید مدافع حرم
#آذربایجان_شرقی در #عراق به شهادت رسید…
.
این جوان 33 ساله که بصورت شخصی و داوطلبانه خود را به عراق رسانده
و در برابر حملات داعش در کنار رزمندگان بسیج مردمی عراق به مبارزه برخواسته بود ،
در نهایت پس از یک سال مجاهدت ، ظهر عاشوراء در نبرد با تروریستهای
تکفیری در منطقه “الحراریات” شهر بیجی در شمال سامراء ،
مورد اصابت گلوله مستقیم تک تیرانداز قرار گرفته و
به کاروان شهدای کربلای امام حسین (ع) ملحق میشود.
.
.
* تا بسیج هست، نظام اسلامی و جمهوری اسلامی از سوی دشمنان تهدید نخواهد شد؛
این یک رکن اساسی است. “آیت الله خامنه ای مدظله العالی”
.
.
عضویت در کانالِ دفاع مقدس
https://telegram.me/HolyDefense
لینک در بیو پیج موجود است

عاشورا

ashora

عاشورا

atash

آتش خیمه ها

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

shahid-modafeharam

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

shahid-modafeharam1

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

shahid-modafeharam3

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

shahid-mehdi-alidost3

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

shahid-mehdi-alidost2

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

 

حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام

ghasem

حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

وسروده ای تقدیم به ساحت قاسم بن الحسن

آن شب که چارچوب غزل در غزل شکست
مست مدام شیشه می در بغل شکست
یک بیت ناب خواند که نرخ عسل شکست
فرزند آن بزرگ که پشت جمل شکست

پروانهء رها شده از پیرهن شده است
او بی قرار لحظهء فردا شدن شده است

بر لب گلایه داشت که افتادم از نفس
بی تاب و بی قرار، سراسیمه چون جرس
سهم من از بهار فقط دیدن است و بس؟
بگذار تا رها شوم از بند این قفس

جز دست خط یار به دستم بهانه نیست
خطی که کوفی است ولی کوفیانه نیست

گویی سپرده اند به یعقوب، جامه را
پر کرد از آن معطر یکریز، شامه را
می خواند از نگاه ترش آن چکامه را
هفت آسمان قریب به مضمون نامه را

این چند سطر را ننوشتم، گریستم
باشد برای آن لحظاتی که نیستم

آورده است نامه برایت، کبوترم
اینک کبوترم به فدایت، برادرم
دلواپسم برای تو ای نیم دیگرم
جز پاره های دل چه دلیلی بیاورم

آهنگ واژه ها دل از او برد ناگهان
برگشت چند صفحه به ماقبل داستان

یادش به خیر، دست کریمانه ای که داشت
سر می گذاشتیم به آن شانه ای که داشت
یک شهر بود در صف پیمانه ای که داشت
همواره باز بود درِ خانه ای که داشت

هرچند خانه بود برایش صف مصاف
جز او کدام امام زره بسته در طواف

اینک دلم به یاد برادر گرفته است
شاعر از او بخوان که دلم پر گرفته است
آن شعر را که قیمتِ دیگر گرفته است
شعری که چشم حضرت مادر گرفته است

“از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد
وآن تشت را ز خون جگر باغ لاله کرد”

اینک برو که در دل تنگت قرار نیست
خورشید هم چنان که تویی آشکار نیست
راهی برای لشکر شب جز فرار نیست
پس چیست ابروانت اگر ذوالفقار نیست؟

مبهوت گام هاش، مقدس ترین ذوات
می رفت و رفتنش متشابه به محکمات

بغض عمو درون گلو بی صدا شکست
باران سنگ بود و سبو بی صدا شکست
او سنگ خورد سنگ، عمو بی صدا شکست
در ازدحام هلهله او… بی صدا شکست

این شعر ادامه داشت اگر گریه می گذاشت…

سید حمیدرضا برقعی

سردار شهید حاج حسین همدانی

shahidhamedani4

سردار شهید حاج حسین همدانی

باید که ازین باده به من هم بچشانی
در معرکه با خصم مراهم بکشانی

نوشیدن این جام طهورایی شهادت
هنیئا لک سردار حسین همدانی

 *****

مختصری از شهید سردار حاج حسین همدانی

http://islamicwallpers.ir