یا امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام

 

 به نام عشق

 این غزل قدیمی ام برای خودم و دوستانم سرشار از خاطرات رویایی و بارانی است .

گفتند بنویس نوشتم.

لطفا بدون عینکِ نقد آن را بخوانید.

 

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس…

استاد سیدحمیدرضا برقعی

http://www.parsedarkhial.blogfa.com

رؤیای ناتمام

arbab.

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت علی بن موسی الرضا(ع)

امروز روز زیارتی مخصوص امام رضا(ع) بود چقدر دلم میخواست مشهد باشم

آقا داره نزدیک یک سال میشه که حرم تو ندیدم دلم تنگه …

رؤیای ناتمام

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس…

شعر از استاد سیدحمیدرضا برقعی در وبلاگ پرسه در خیال

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/post-14.aspx

امام رضا(ع)

 

arbab

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

درس امام رضا علیه‌السلام به همه‌ى ما اين است كه اى مسلمان! از مبارزه خسته نشو.

نخواب چون دشمن هميشه بيدار است و در شكلهاى مختلف و در لباسها و نقابهاى گوناگون

و با آرايشهاى رنگارنگ ظاهر ميشود؛ چشم تيزى داشته باشيد، دشمن را بشناسيد و

راه مبارزه‌ى با دشمن را بلد بشويد و مثل على‌بن‌موسى‌الرضا از اول تا آخر مبارزه را ادامه بدهيد.

مقام معظم رهبری۶۳/۰۹/۰۳

یا حبیب الباکین

به مهربانی امام رضا علیه السلام

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

شعر از سیدحمیدرضا برقعی

یا امام رضا علیه السلام

 

reza1

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

این طرح برگرفته از طرح والپیپر برادر بزرگورام مسافرکربلا که برای
حضرت اباالفضل العباس(ع) کار کرده بودند انجام شد.
انشاالله که مورد قبول حضرت امام الرئوف قرار بگیرد

یا حبیب الباکین

به مهربانی امام رضا علیه السلام

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

شعر از سیدحمیدرضا برقعی در وبلاگ

http://parsedarkhial.blogfa.com/

دکلمه شعر توسط مداح اهل بیت سید مهدی میرداماد

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150314&MusicID=110011

امــــامـ رضــــــــــــــــــــای مهـــــــــربـــــونـــــــ

Reza

 

 

تقــــــــــدیم به آــــــــــــــتان قدــــــــــــــــی و کبـــــــــــــــــــــریایی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

چند بیت شعری از سیدحمیدرضا برقعی

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/

یا حبیب الباکین

میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز برآنم که دعبلانه برایت

غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت

من و عبای شما؟ نه من از خودم گله دارم

من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم

هنوز شعر نگفته توقع صله دارم

منی که شعر نگفتم مگر به لطف دعایت

چقدر خوب شد آری، نگاهتان به من افتاد

همان دقیقه که چشمم درست کنج گهرشاد

بدون وقفه به باران امان گریه نمی داد

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

چنان که باید و شاید غزل غزل نشدم مست

که دست من به ضریحت در این سفر نرسیده است

من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست

اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟

دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن

دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن

و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ

کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت

مربع

 سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو

نبود و نیست صدایی به جز صدای من و تو

و می روم به امید دوباره های من و تو

میان این همه غوغا میان صحن و سرایت

                                    (کتاب قبله مایل به تو)