امام هادی النقی علیه السلام

imamhadialnagh3i
imamhadi1
 emamhadi2

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت امام هادی النقی علیه السلام

روضه های مداح اهل بیت حاج مهدی سلحشور

salahashur

السلام علیک یا خزان العلم و منتهی الحلم…

 

سلام بر تو ای روشنی بخش ظلمت عوالم ظلمانی وای امام جامعه ی کبیره…

میخواهم با زبان جامعه ی کبیره برایت بنویسم و چه زیبا فرمودید:

 

( و من اعتصم اعتصم بکم فقد اعتصم بالله…) 

ما مبغض لأعدائكم هستيم! اما شرمنده ایم که اطراف حرم و اطراف اسم شما

صدای زوزه می آید و نمیتوانیم لائذٌ عائذٌ بقبوركم باشیم.

 

غافلان و منکران کور دل امروز چه خوب از پیشینیان خود درس گرفته اند اما نمی دانند که 

(و من ابغضکم من ابغض الله)

و نمی دانند که ،و ایاب الخلق الیکم(بازگشت مردم به سوی شماست…)

 

 از حد توان خارج است که ساده بیندیشی که می توان نور خورشید را با جرعه ای آب خاموش کرد…

خفاش هم از نور و لطافت خورشید دل خوشی ندارد و با سیاهی و ظلمت شب یکدست تر است و

این چیزی از خورشید و انوار عالم تابش کم نمی کند…

 

و چه زیبا فرمودید:من رد علیکم فی اسفل درک من الجحیم …

اما سامرا، اینجا مدفن کلید داران بهشت است…

 جمله ای به این اندازه آرامم نمی کند که:

 

ساحل را دیده ای که چگونه در آینه ی آب، وارونه انعکاس یافته است؟!!

سرّ آنکه دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است که دنیا “وارونه ” ی آخرت است…

 

 بابی انتم و امی و اهلی و مالی و اسرتی…

 

برگرفته از تارنمای هیئت یازینب قم نوشته:مهدی سلامی

امام نقی علیه السلام

 

arbab

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت اباالحسن امام هادی النقی علیه السلام

 

شعر از سیدحمیدرضا برقعی

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/post-48.aspx

 

یاحبیب الباکین

وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ

… و به خاطر شما باران فرو مى‏ريزد.

به شوق خالق جامعه کبیره حضرت هادی علیه السلام

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحهً غار حراست

خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاسهً ظرفیت من پر شده است

همهً عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد

شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم

رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران

دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست

کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود

یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم

مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد

ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

پسر حضرت دریا ! دل مارا دریاب

ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن

تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

یا هادی النقی علیه السلام

 

اِنّ للهِ بِقاعاً یُحِبُّ أن یُدعی فیها فَیَستَجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیرُ مِنها

مکان هایی برای خداوند متعال وجود دارد که دوست دارد در آن ها به درگاهش دعا کنند تا به مرحله اجابت برسد و حائر حسین(علیه السلام) †یکی از آن مکان هاست.

تحف العقول ، ص 482