حسین علیه السلام

حسین علیه السلام

  الحسین مصباح الهدى وسفینه النجاه از کیست؟ قال رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): …مَکتوبٌ عَن یمینِ العَرشِ: إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَهُ النَّجاهِ این حدیثی است از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) که در سمت راست عرش الهى نوشته شده است: ان الحسین مصباح الهدى و سفینه النجاه؛ به درستى که حسین(علیه السلام) مصباح هدایت و کشتى نجات است»(سفینه البحار، ج ۱، ص ۲۵۷ و بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۰۵).  تذکر این نکته ضروری است که جمله معروف: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»، با این تعبیر در منابع حدیثی دست اول نیامده است. آنچه در متون دست اول آمده دو تعبیر است با این متن: «إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمَکْتُوبٌ عَنْ یَمِینِ عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِینَهُ نَجَاهٍ»[۱] و «إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ فَإِنَّهُ مَکْتُوبٌ عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ مِصْبَاحٌ هَادٍ وَ سَفِینَهُ نَجَاه».[۲] اما تعبیر «إنّ الحسین مصباح الهدى و سفینه النجاه»،[۳] از سید هاشم بحرانی، متوفای ۱۱۰۷ ق، در کتاب‏ مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، مطرح شده است که شاید نقل به معنا باشد. آنچه را که ما در این‌جا آورده‌ایم متنی است که در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) نقل شده است: «حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ ثَابِتٍ الدَّوَالِینِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بِمَدِینَهِ السَّلَامِ سَنَهَ اثْنَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ وَ ثَلَاثِمِائَهٍ. قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ الْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ عَاصِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع)...
حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام

حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام وسروده ای تقدیم به ساحت قاسم بن الحسن آن شب که چارچوب غزل در غزل شکست مست مدام شیشه می در بغل شکست یک بیت ناب خواند که نرخ عسل شکست فرزند آن بزرگ که پشت جمل شکست پروانهء رها شده از پیرهن شده است او بی قرار لحظهء فردا شدن شده است بر لب گلایه داشت که افتادم از نفس بی تاب و بی قرار، سراسیمه چون جرس سهم من از بهار فقط دیدن است و بس؟ بگذار تا رها شوم از بند این قفس جز دست خط یار به دستم بهانه نیست خطی که کوفی است ولی کوفیانه نیست گویی سپرده اند به یعقوب، جامه را پر کرد از آن معطر یکریز، شامه را می خواند از نگاه ترش آن چکامه را هفت آسمان قریب به مضمون نامه را این چند سطر را ننوشتم، گریستم باشد برای آن لحظاتی که نیستم آورده است نامه برایت، کبوترم اینک کبوترم به فدایت، برادرم دلواپسم برای تو ای نیم دیگرم جز پاره های دل چه دلیلی بیاورم آهنگ واژه ها دل از او برد ناگهان برگشت چند صفحه به ماقبل داستان یادش به خیر، دست کریمانه ای که داشت سر می گذاشتیم به آن شانه ای که داشت یک شهر بود در صف پیمانه ای که داشت همواره باز بود درِ خانه ای که داشت هرچند خانه بود برایش صف مصاف جز او کدام امام زره بسته در طواف اینک دلم به یاد برادر گرفته است شاعر از او بخوان که دلم پر گرفته است آن شعر را که قیمتِ دیگر گرفته است شعری که چشم حضرت مادر...
امام حسن علیه السلام

امام حسن علیه السلام

تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام شعر حمید رضا برقعی در رثای امام حسن مجتبی(ع) زیر پایش خدا غزل می ریخت / غزلی را که از ازل می ریخت   آن امامی که تا سحر امشب / روی لب های من غزل می ریخت   شب شعر مرا چه شیرین کرد / بین هر واژه ای عسل می ریخت   آن که در جیب کودکان یتیم / قمر و زهره و زحل می ریخت   آن کریمی که در پیاله دست / هرچه می ریخت لم یزل می ریخت   از هر آن کوچه ای که رد می شد / حسن یوسف در آن محل می ریخت   تیغ خشمش ولی به وقت نبرد / رنگ از چهره اجل می ریخت   شتر سرخ را به خون غلتاند / لرزه بر لشگر جمل می ریخت   آن امامی که روز عاشورا / از لب قاسمش عسل می...
رفتن به نوار ابزار