بیرق عشق

بیرق عشق

  تقدیم به آستان قدسی و کبریایی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خوره ای رفته به جان من و هردم می گوید: تو اگر پست نبودی حرمت می بردند...
اربعین

اربعین

  فردا اربعین است و امشب زائران کوی تو با پای پیاده از هر نقطه ای خودشان ر ا به حرم امنت رساندند… خوب می دانم تصاویر هرگز شور محشر آن زمین بهشتی را بازگو نمی کند… آن پاهای تاول زده و چهره های غبار گرفته… به یاد چمران … ای پاهای من اکنون آرام بگیرید… حالا دیگر پاهای عاشقانت آرام میگیرد و چه ملجأی بهتر از بین الحرمین… چقدر زیبا بود سنگ تمامی که برای زائران تو گذاشتند… پاهای خسته را می شستند… با اصرار دعوت به غذایشان می کردند… منزل خودشان را تقسیم کرده بودند تا برای استراحت عاشقان تو جایی فراهم شود… آخر اینها به عشق تو آمده اند… زمزمه شان یا لیتنا کنا معک است… اینها اگر آن زمان نبودند ترسشان جاماندن از قافله کربلای امروز است… و چه ترسی بالاتر از این ترس… جاماندن مصیبت است… زندگی برای آدم نمی ماند… و معلوم نیست برای آخرت جواب در خوری داشته باشیم یا نه… جواب هم داشته باشیم حسرتش را چه میکنیم… دیگر توابین و مختاری هم نیست که… این دیگر فرصت تواب شدن هم نمی دهد… قرار نیست به ما هم فرصت داده شود…دیدیم و شنیدیم و خواندیم… أفلا تعقلون…؟!… اینجا پایان خط است… اگر حرف حق در دلمان اثر نکند کارمان تمام است… ما هستیم و ولی زمان…این روزها اما عده ای خود را به خواب زده اند… شیعه به بزرگترین عرض ارادت خود رفته است که مبادا جا بماند…  اما اهل سنت جنگ طایفه ای راه می اندازد در عراق… معاویه زمان، خوب جایی میخش را کوبیده… پدرکشتگیش با اسلام، هزینه اش ریاضت اقتصادی اروپا و بی خانه کردن آمریکایی هاست، شیخ...
رفتن به نوار ابزار